تبليغاتX
عشق زيباترين دروغ زندگي






آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

موضوعات :

آمار وبلاگ :

لوگوي دوستان

كد جاوا :

http://up.iranblog.ir/4/1259964128.jpg





نويسنده: علیرضا .. عباس مورخ: دوازدهم آذر 1388 در ساعت: 23:37
|+|
عشقم


ای سزاوار محبت 

 ای توخوب، بی نهایت همه ذرات وجودم به وجودت كرده عادت. 

 به خدا دوست داشتن تو هم یه عشقه ،هم عبادت.

تو سزاواری كه باشی همدم روزهام و شب هام تا كه عشقت

رو ببینی توی جونم و تو رگ هام بشنوی دوستت دارم رو .

با نوازش های دستت سوختن از تب رو شناختم.

قاصد بودن من بودموج خوشحالی چشم هات وقتی كه عشق

رو می دیدم توی قطره های اشك هات.

 گل من  قلبت را به خداوند سپار......آن همه تلخی و غم،

این همه شادی و ایمانت را گاهی از عشق گذر کن و دلت را بسپار

به خداوندی که خوب میداند گل من سهم تو از دل چیست.......

گاه دل تنگ شوی،گاه بی حوصله و سخت غریب.......

و زمانی را هم غرق شادی و پراز خنده و عشق......

همه را ای گل ناز به خداوند سپار،خاطرت جمع عزیز،

که عدالت خصلت مطلق  اوست.....

گل نازم این بار چشم دل را وا کنم.....دست رد بر دل هر غصه بزن.....

عشق را تجربه کن.....حرف نو را این بار از لب شاد چکاوک بشنو.......

قطره آبی بچکان بر دل سرد کویر......چشم دل را نو کن.....

لحظه ها میگذرند تند و بی فاصله از هم.....

زندگی آمدن و رفتن نیست.....خاطراتند گاه شیرین و گهی

 تلخ و غریب......بهتر آن است که در روز جدید فکر رانو بکنیم.....

عشق را سر بکشیم......فاصله بسیار است بین خوبی وبدی.....

خوب میدانم...ولی ای خوب قشنگ،آن چه در ما جاریست

 این همه فاصله نیست.....زندگی میگذرد تند و آرام و سریع.....

عاشق هم باشیم....عاشق بودن هم......عاشق ماندن هم......

 

http://i2.tinypic.com/4v7j8u1.gif





نويسنده: علیرضا .. عباس مورخ: دوازدهم آذر 1388 در ساعت: 23:28
|+|



پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم

تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم


تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر

با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این

بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر

چیزی نفهمید…



چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند

قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!


دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:


سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون

میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت


موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)


قلب

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..


آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت

حرفاشو باور نکردم…





نويسنده: علیرضا .. عباس مورخ: دوازدهم آذر 1388 در ساعت: 5:5
|+|
کاش پیشم بودی ...




http://www.img98.com/images/g860uip4ckvswo6pnwp1.jpg

خدایا دلم گرفته، خیلی دلم تنگه

دلم واسه گلم تنگه

خدا یه کاری بکن...

 


 

صدا کن مرا، صدایت زیباترین نوای عالم است

صدا کن مرا صدایت قلب شکسته ام را تسکین می دهد

صدا کن مرا تا بدانم که هنوز از یاد نبرده ای مرا

نشسته ام تا شاید صدایم کنی

صدایم کن و محبت بی دریغت را نثارم کن

 

صدایم کن

 

میدونی گلم

چشم تو وقتی زیباست که پر از اشک باشه

و

 اشک وقتی زیباست که برای عشق باشه

عشق وقتی زیباست که برای تو باشه

و

تو وقتی زیبایی که مال من باشی

زندگی مال تو، مرگ مال من

راحتی مال تو گرفتاری مال من

شادی مال تو غم مال من

و

همه چیز مال تو ولی تو، مال من





نويسنده: علیرضا .. عباس مورخ: دوازدهم آذر 1388 در ساعت: 0:25
|+|
یه دنیا دلم گرفته!



http://i43.tinypic.com/fw6mg6.png

دلم گرفته آسمون نميتونم گريه کنم

  شکنجه ميشم از خودم نميتونم شکوه کنم

 انگاري کوه غصه ها رو سينه من امده

آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده

  دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم 

 تو روزگار بي کسي يه عمر که دربدرم

  حتي صداي نفسم ميگه که توي قفسم

  من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم

  دلم گرفته آسمون يکم منو حوصله کن

    نگو که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن

   منو به بازي ميگيره عقربه هاي ساعتم

  برگه تقويم ميکنه لحظه به لحظه لعنتم

 آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

 نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن!!!!






نويسنده: علیرضا .. عباس مورخ: یازدهم آذر 1388 در ساعت: 2:8
|+|

آنگاه که خنده بر لبت می میرد

                                                             چون جمعه ی پاییز دلم می گیرد

دیروز به چشمان تو گفتم که برو

                                                                امروز دلم بهانه ات می گیرد

http://romanceabs.persiangig.com/image/ghamgin.jpg






نويسنده: علیرضا .. عباس مورخ: دهم آذر 1388 در ساعت: 18:48
|+|
آغوش


آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو آرامش یافته ام

که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام

که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام

که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده

که تا ابد در دل این زیبایی


آرامش یابم






نويسنده: علیرضا .. عباس مورخ: نهم آذر 1388 در ساعت: 14:42
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد